شنبه ٢٩ مهر ١٣٩٦

                                                      بسم الله الرحمن الرحیم

     

عناوین
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 2345
 بازدید امروز : 1375
 کل بازدید : 2327049
 بازدیدکنندگان آنلاين : 4
 زمان بازدید : 0.8281
ساعت
تعاملات و تشابهات فرهنگی

انعکاس پیوند تاریخی ایران و ارمنستان در فرهنگ معنوی

 

1- جشن­ها و رسوم کهن و کنونی در ایران و ارمنستان

از کهنترین جشن­های ایرانی فروردین­گان، اردیبهشت­گان، خردادگان، تیرگان، مردادگان، شهریورگان، مهرگان، آبان­گان، آذرگان، خرمروزگان، دی­گان، سده، اسفندگان و زنان هستند.

از کهنترین جشن­های ایرانی که امروز هم رواج دارد مراسم چهارشنبه سوری است که در آخرین سه شنبه هر سال جشن گرفته می­شود.  آخرین پنج شنبه سال «روز مردگان» نامیده می­شود و تا به امروز مراسمی برای یادبود مردگان برگزار می­گردد.  سفره هفت سین، کاشتن سبزه، خوراکی­های نوروزی، خانه تکانی، نوروز و بازدیدهای نوروزی و غیره تا امروز رواج زیادی دارد.  یکی دیگر از جشن­های کهن ایرانیان جشن آتش افروزی است که آن  را جشن سده یا جشن آتش می­گویند.  در ایران بخش بزرگی از جشن­های کهن تا به حال  با شکوه بسیار برگزار می گردد.

   از جشن­های دینی ایرانیان می­توان از جشن ولادت حضرت پیامبر اسلام (ص)، حضرت علی (ع)، حضرت مهدی (عج)، عید فطر، عید قربان، عید غدیر خم، ولادت حضرت فاطمه (س) و حضرت زینب و... نام برد.

رویدادهای مهم و تاریخی که به رسمیت شناخته شده­اند:

10 فروردین همه پرسی تغییر رژیم شاهنشاهی به نظام جمهوری اسلامی 1358 ه. ش.

12 فروردین روز جمهوری اسلامی ایران 1358 ه. ش.

15 خرداد قیام خونین به رهبری امام خمینی (ره) 1342 ه. ش.

7 تیر انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیت ا... بهشتی و 72 تن از اعضای حزب 1360 ه. ش.

8 شهریور انفجار دفتر نخست وزیری به دست منافقین و شهادت مظلومانه شهیدان رییس جمهوری و نخست وزیر 1360 ه.ش.

17 شهریور روز قیام ملی 1357 ه. ش.

31 شهریور آغاز جنگ ایران با عراق 1359 ه.ش.

12 بهمن بازگشت امام خمینی (ره) به ایران و آغاز دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی تا 22 بهمن روز پیروزی انقلاب- 1357 ه.ش.

29 اسفند ملی شدن صنعت نفت ایران به همت زنده یاد دکتر محمد مصدق 1329 ه.ش.

 

از کهنترین جشن­های ارمنیان که تا به امروز جشن می­گیرند می­توان به آمانور، میلاد حضرت عیسی مسیح (ع)، دیارنداراج، عید سارگیس مقدس، بارگندان، تزاقکازارد، عید رستاخیر (زادیک)، عید حضرت مریم وارداوار، و... اشاره کرد.  از اعیادی که بعد از استقلال ارمنستان پذیرفته شدند عید زیبایی و مادر، روز اولین جمهوری ارمنستان، روز قانون اساسی و... می­باشند. 

 

الف) آیین­ها و عادات در ایران

مراسم تدفین

در ایران برگزاری مراسم تدفین در گذشته به وضع مالی و موقعیت اجتماعی مرحوم بستگی داشت.  اگر مرحوم شخص پول­دار یا بلند پایه بود، نعش­کش حامل جنازه مرحوم به همراه گروه کثیری از مردم راهی قبرستان می­گردید.  اگر مرحوم شخص پولداری نبود، جنازه او در تابوت چوبی گذاشته با سدت تا به گورستان می­بردند و در راه مردم صلوات می­فرستادند.  امروزه قسمت کوچکی از راه جنازه مرحوم را با دست می­برند و بعد در آمبولانس جا داده به گورستان می­برند.   زنانی که در مراسم تدفین شرکت دارند گریه و سوگواری می­کنند.

ایرانیان عادت دارند طی مراسم خاکسپاری خرما، حلوا و میوه با خود به گورستان می­برند و آنجا بین مردم تقسیم می­کنند.  در گورستان برای آرامش روح مرحوم مراسم فاتحه خوانی انجام می­شود.

از مراسم عزاداری شیعیان تاسوعا و عاشورا، اربعین حسینی، رحلت حضرت رسول اکرم (ص)، شهادت حضرت علی (ع)، شهادت حضرت فاطمه (س)، رحلت امام خمینی (ره) و غیره را می­توان نام برد.

 

ب) آداب و رسوم ارامنه

مراسم غسل تعمید

ارامنه یک هفته بعد از به دنیا آمدن نوزاد مراسم غسل تعمید را به جا می­آوردند.  این مراسم همچنان در کلیسا اجرا می­شود و خویشاوندان بچه این مراسم را با شکوهی فراوان جشن می­گیرند.  (امروزه این سن به زمان نامحدود تغییر یافته است.)

 

ازدواج

جوانان ارمنستان در مسئله انتخاب شوهر و یا زن کاملاً  آزاد هستند.  در بعضی موارد جشن نامزدی و ازدواج یک جا در یک روز برگزار می­شود.  ازدواج­ها در کلیسا ثبت می­شوند.  بعد از پایان دعا خوانی و ثبت در دفتر کلیسا، مراسم اصلی شروع می­شود.

   نزد ارامنه مراسم ازدواج از اهمیت خاصی برخوردار است و سعی در برگزاری هر چه باشکوه­تر جشن این مراسم را دارند.

 

مراسم عزاداری

پیش ارامنه رسم چنین است که به فقید لباسهای نو می­پوشانند و در تابوت چوبی که به تابوت مسلمانان شباهت ندارد خاکسپاری می­کنند.  اول جنازه مرحوم را به کلیسا می­برند، سپس به همراهی خویشاوندان و دوستان جنازه مرحوم را در ماشین مخصوص که با صلیب و دسته گل­ها آرایش شده است، جا داده و به گورستان می­برند.  در کلیسای گورستان، کشیش مراسم مذهبی را اجرا می­کند و سپس جنازه مرحوم به خاک سپرده می­شود.  ارمنیان و ایرانیان بعد از خاکسپاری مرحوم روز سوم، هفتم و چهلم به یادبود مرحوم، مراسم خاصی برگزار می­کنند.  چنین مراسم یادبودی بعد از یک سال نیز با حضور خویشاوندان و آشنایان اجرا می­شود.

 

2.جشن­های مشترک ایرانیان و ارمنیان

از دیرباز ارمنیان و ایرانیان جشن­های مشترکی داشتند که برخی از آنها تا امروز هم برگزای می­شوند.

 

جشن سده ایرانیان و دیارندآراج ارمنیان

از جشنهای مشترک ایرانیان و ارمنیان جشن آتش افروزی است که ایرانیان آن را جشن سده، و ارامنه دیارندآراج می­نامند.  این جشن از جشن­های خاص اقوام آریایی است که از دیرباز به ما رسیده است.  ارمنیان این جشن را 13 فوریه هر سال با شکوه خاصی جشن می­گیرند.  آنها در این روز شمع یا فانوس را از بوته­های کلیسا روشن کرده به خانه می­برند و هر خانواده در حیاط خانه خود بوته­هایی قرار می­دهد، با شعله­ای که از کلیسا آورده­اند بوته­ها را آتش می­زنند و سپس از روی آتش می­پرند

 

جشن نوسرد ایرانیان و ناواسارد ارمنیان

یکی از کهن­ترین جشن­های مشترک اقوام آریایی جشن ناواسارد یا نوسرد است.

در ارمنستان باستان اولین ماه سال ناواسارد نام داشت.  در گاه شماری ارمنیان قدیم روز یازدهم اوت روز برگزاری جشن ناواسارد بود.  در این جشن پادشاهان، درباریان و تمامی طبقات شرکت می­کردند و مراسم جشن از شکوه و جلال خاصی برخوردار بود.  در جشن ناواسارد مسابقات ورزشی مانند:  اسب دوانی، ارابه رانی و دویدن ترتیب داده می­شد، شعرا سروده­های خود را می­خواندند و نوازندگان آهنگ­هایی را که ساخته بودند، می­نواختند. از دیگر مراسم این جشن کبوترپرانی بود.  ارامنه در جشن ناواسارد از انواع نقاب استفاده می­کردند، به اعتقاد برخی، نقاب فراری دهنده ارواح خبیثه بود.

امروزه در بعضی جوامع ارامنه، ناواسارد را جشن می­گیرند.  مخصوصاً  تیم­های ورزشی ارامنه گرد هم می­آیند و با یکدیگر به رقابت می­پردازند.  برندگان مسابقات، فاتحان ناواسارد می­باشند.

طبق بعضی منابع، ناواسارد جشن ایرانی است و با نوسرد یکی است که معنی «سال نو» را دارد و از کهنترین جشنهای ایرانیان است.

 

جشن برغندان ایرانیان و باریگندان ارمنیان

جشن برغندان و یا باریگندان از جشنهای مشترک ایرانیان و ارمنیان است، که افزون بر تشابه نام، آداب و سنن برگزاری آنها نیز شبیه هم است.  این جشن را ایرانیان و ارامنه قبل از روزه بزرگ برگزار می­کردند و به شادی و سرور می­پرداختند چون نزدیک شدن روزه را نوید می­داد با جشن و سرور سپری می­کردند.  مدت برگزاری جشن باریگندان 8-10 روز بود.

باریگندان به معنی زندگانی نیکو، سرور و شادمانی و فراوانی نعمت است.  در آن روز همگان از آزادی کامل برخوردار بودند.

   امروزه نیز جشن باریگندان با شکوه خاصی برگزار می­شود و روز پس از عید باریگندان ایام روزه بزرگ ارمنیان آغاز می­شود و تا عید «زاتیک» (عید قیام یا رستاخیر) ادامه می­یابد.  در این جشن جوانان برای خود لباس فراهم می­سازند و بر تن می­کنند و نقابی بر چهره می­گذارند تا شناخته نشوند.

  

جشن تیرگان ایرانیان و وارتاوار ارمنیان

ار کهنترین جشن­های مشترک ایرانیان و ارمنیان جشن تیرگان یا آب پاشی است که در ارمنی به آن وارتاوار می­گویند.

   جشن تیرگان یا وارتاوار در فصل تابستان برگزار می­گردد.  در این جشن ارامنه به یکدیگر آب می­پاشند، کبوتر پرانی می­کنند و مسابقات ورزشی ترتیب می­دهند.

   تعدادی از پژوهشگران وارتاوار را به معنی با گل آراستن، با گل تزیین کردن، گل هدیه دادن، گلاب پاشیدن و شستشو با آب دانسته­اند.

به نظر می­رسد که جشن آب پاشی از جشنهای خاص اقوام آریایی است.

  

   به احتمال قوی در زمان­های باستان جشن وارتاوار و تیرگان همزمان انجام می­شده­اند و بعداً  روز برگزاری این جشن­ها تغییر یافته اند.

نزد ارامنه جشن دیگری برگزار می­شود که با عید قربان مسلمانان خیلی نزدیک است و رسم بر آن است که گوسفند قربانی کنند و بین تهی دستان تقسیم کنند.

 

3 موسیقی در ایران و ارمنستان

اولین اطلاعات در مورد موسیقی و سازهای موسیقی ایرانیان مربوط به زمان ساسانیان (قرن 7-3 م.) است.

اولین منابع ایرانی مربوط به موسیقی که از دوره ساسانیان به جا مانده، حاوی اسامی نوازندگان، اقداماتش و شرح سازهایی است که می­نواختند.  مهمترین نوازنده عصر ساسانیان باربد است که نوازنده دربار خسرو دوم (628-590 م) بود.

   با ورود اسلام به ایران موسیقی ایران و عرب، تاثیرات متقابل بسیاری بر هم داشتند.  به همین دلیل سازهای ایرانی معرفی شد و تعداد زیادی از اصطلاحات موسیقی ایرانی وارد موسیقی عرب شد.  .

   .  اطلاعاتی در مورد موسیقی ایرانی زمان صفوی به دست ما نرسیده است.  با در نظر گرفتن نقش مهم موسیقی در اجرای نمایش تغزیه اکنون به شرح کوتاه این نوع موسیقی ایرانی می­پردازیم.

 

تعزیه

تغزیه از سه قسمت تشکیل می­شود:  موسیقی، متن و نمایش صحنه­ای، مثل همه نوع نمایش­ها در این­جا هم این سه قسمت جدا ناپذیرند.  موسیقی تغیزیه به دو بخش تقسیم می­شود:  آوازی و آلات موسیقی.  این دو قسمت هم با بخش نمایشی در پیوند هستند.

قسمت اصلی موسیقی تغزیه موسیقی آوازی است، زیرا با در نظر گرفتن محدودیت­های دینی که نسبت به آلات موسیقی وجود داشته، این موسیقی طبیعتاً  گسترش محسوسی نیافته است.

از دوره­های قدیم در ایران قصه گویی در موسیقی و فولکلور رواج بسیاری داشته که باعث توسعه موسیقی آوازی در تغزیه و دیگر مراسم دینی و روحانی گردیده است.  در دوره قاجار، زیر نفوذ موسیقی غربی، برای اولین بار در ایران لیبرتوهایی برای اپرا نوشته شد.  آغا محمد خان بنیان گذار سلسله قاجاریه، به علت قیام­های سیاسی داخلی تقریباً  دو سال و نیم فرصت توجه خاص به زمینه­های هنری و هنرمندان نداشت.  با این وجود آغا محمد خان و فتعلی شاه از رشد و توسعه هنر موسیقی حمایت و پشتیبانی کرده­اند.  در زمان حکومت ناصر الدین شاه در ایران، هنر موسیقی به اوج ترقی رسیده بودند.  بعد از درگذشت ناصرالدین شاه، شرایط مناسبی برای وقوع  انقلاب مشروطه ایجاد گردید.  موسیقی دانان فرانسوی بوسکن و رویو برای تدریس و تشکیل ارکستر موسیقی درباری به ایران سفر کردند.  مارکو ریاست ارکستر موسیقی را به عهده گرفت.

 از سال 1300  تاثیرل موسیقی غربی بر موسیقی ایرانی افزایش یافت.  با حمایت بیش از حد دولت از موسیقی غربی و چاپ و انتشار کتاب­ها و نشریات موسیقی بر اساس روش­های غربی، موسیقی غربی جای موسیقی ایرانی را گرفت

تاسیس رادیو ایران در سال 1319 نیز تحول مهمی در ترویج موسیقی بود که در این دوره اتفاق افتاد.

به دنبال تبعید رضا شاه و تصدی حکومت توسط پسرش محمدرضا شاه، نه تنها در روند موسیقی و رواج آن تغییری به وجود نیامد، بلکه ترویج موسیقی غربی همچنان به راه خود ادامه داد.

سال­های آغازین دهه پنجاه را می­توان سال­های پر مخاطره برای موسیقی ایرانی دانست.

تجربه برگزاری جشن­های هنر شیراز، ادغام رادیو و تلویزیون در سال 1350 و تشکیل سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران، جایگزینی نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران با نوازندگان خارجی از اهم اقدامات تاثیر گذار بر موسیقی در این دوره بود.

رواج موسیقی پاپ در کنار این تحولات از جمله شاخص­های این هنر در دوره محمد رضا شاه بود.

به طوری که این نوع موسیقی، هویت ملی و هنر دیرین ایرانی را هدف گرفته بود و این روند تا اواخر سال 1356 و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.

موسیقی ارمنستان در طول تاریخ نقش بسیار مهمی در فرهنگ و جامعه ارمنی داشته است، به طوری که می­توان آن را شاخص منعکس کننده زندگی ارامنه، زیبایی­های سرزمین آنان و تاریخ سراسر دشوار اما حماسی آن دیار تلقی نمود. بررسی سیر تحول موسیقی در ارمنستان نشان می­دهد، تکوین موسیقی ارمنستان به هزاره سوم قبل از میلاد بر می­گردد.  اما امروزه اساسی ترین مشکل پیش روی تحقیق در موسیقی دوران باستان ارمنستان، فقدان منابع مکتوب است.

موسیقی ارمنی در دوره قبل از میلاد اساساً هنری شفاهی بود و اطلاعات دست اول در مورد موسیقی و موسیقی دانان دوره باستانی ارمنی بیشتر برآمده از قطعات موسیقی فولکلوری است که هنوز هم رگه­هایی از موسیقی اعصار قدیم را با خود دارند.  سازندگان و مولفان این هنر در زبان ارمنی گوسان­ها نامیده می­شدند که به معنای خوانندگان و نوازندگان حرفه­ای است.  ویباسان­ها یا سرایندگان اشعار حماسی، تزاینارگوها یا  زنان خواننده و مرثیه سرا، وارتسگان­ها یا زنان مطرب، همگی گوسان بوده­اند.

آواها و نغمه­های این افراد معمولاً  آمیزه­ای از موضوعات حماسی، عرفانی، ذکر، دعا، و مرقیه و... بوده که جملگی حکایت ازرشد و انتزاع هنر موسیقی ارمنی در آن دوران دارد.  موسیقی ارمنستان بعد از میلاد به دو نوع آیینی و مردمی (سکولار) تقسیم می­شود، موضوعاتی چون عقل گرایی، ادبیات، ادبیات مذهبی، داستان­ها، غول­های عشقی و شعر حماسی تنها بخشی از گستره وسیع ژانرهای به کار رفته توسط موسیقی دانان ارمنی است.

بر خلاف موسیقی آیینی که اساساً  در میان عامه مردم رواج داشت، موسیقی سکولار بیشتر در قصر شاهان و در میان طبقه اشراف جامعه معمول و متداول بوده است.  هر چند با معرفی و توسعه مسیحیت در ارمنستان موسیقی آیینی به سرعت شکوفا شد، به  طوری که متن
آهنگ دعاها و اذکار گوناگون توسط قدیسین ساهاک و مسروپ دو تن از بزرگترین چهره­های روحانی قرن 5 م. تصنیف شده و بسیاری از دعاها و ذکرهای این دوره تا حدودی بر اساس سنت موسیقی قدیم پایه ریزی شده­اند.  . آغاز قرن هشتم به مثابه نقطه عطف تحول در ادبیات ارمنستان تلقی می­شود.  شاخص­ترین و موثرترین چهره این دوره استفن سیونیک است.  بطوریکه ابداع سیستم نت نویسی که هنوز هم بدون رقیب باقی مانده به استفن سیونیک نسبت داده می­شود.    

موسیقی دانان ارمنی در چرخشی ناگهانی اقدام به پذیرش سیستم­ها و روشهای تصنیف سازی غربی نمودند.  اما این کار تا قبل از اواسط قرن نوزدهم یعنی دوره­ای که موسیقی و سرودهای روحانی در تمام ابعاد خود دچار دگرگونی اساسی شد، عملی نبود.   موسیقی سرزمین ارمنستان نقاط اشتراک زیادی با موسیقی کاملاً  شناخته شده اروپا، و به ویژه به واسطه اشتراک در مناسک و دین مسیحیت دارد.  بخش اعظمی از موسیقی ارمنستان که موسیقی مردمی را نیز شامل می­شود شباهت زیادی به موسیقی کلاسیک موجود در فرهنگهای مشابه دارد.  موسیقی ارمنستان از این منظر یکی از منحصر به فردترین موسیقی­ها در منطقه محسوب می­شود و وجه تمایز آن به ویژگی سازهای مورد استفاده و وجود تنوع و فرمهای گوناگون در آن بر می­گردد.  اساسی­ترین تفاوت موسیقی ارمنستان با موسیقی غربی در آن است که در موسیقی ارمنستان هیچ گونه ثبات سبک به چشم نمی­خورد، اگر چه در اغلب کارهای غنایی نحوه ترکیب بندی اغلب به شیوه غربی است.  هر چند در اجرای موسیقی ارمنی گاهی از سازهای متعدد و به صورت همزمان استفاده می­شود، اما بافت حاصل از ترکیب این صداها واضح و صاف است.

طنین موسیقی ارمنی عموماً  ملایمتر از طنین موسیقی خاور نزدیک است و سبک­های آوازی آن از تنوع در خور توجهی برخوردار است.  به طور کلی موسیقی ارمنستان را می­توان به انواع زیر موسیقی سنتی، کلیسا، عاشوقی و حرفه­ای تقسیم کرد.

در اینجا جا دارد به زندگی موسیقی دانانی همچون صایات نوا، کمیتاس و آرام خاچاطوریان پرداخته شود.  صایات نوا بزرگترین عاشق ارمنی در سال 1712 م.  به دنیا آمد، نام این غزل سرای بزرگ هاروتیون بوده است که بعدها به سلطان آواز تغییر یافت.  صایات نوا علاوه بر مهارت در موسیقی به خاطر تسلط خود به زبان ارمنی نیز مشهور است، البته مهارت و تسلط او بر زبانهای گوناگون باعث شد تا هر قومیتی وی را از آن خود بداند.  بالغ بر 220  ترانه به وی منتسب است، اما تعداد  واقعی آثار او احتمالاً  بیش از هزاران نمونه است.  هم اکنون آثار او علاوه بر ارمنستان در جامعه ارامنه جهان اجرا می­شود.

نابغه بعدی کمیتاس است که در سال 1869 م. به دنیا آمد، نام اصلی او سوغومون سوغومونیان بوده است.  وی تحت تاثیر آوازهای غربی و موسیقی غیر روحانی رایج در نواحی مختلف ارمنستان و به ویژه هارمونی موجود در موسیقی اروپایی بوده است.  از مهمترین خدمات کمیتاس به موسیقی ارمنی، گردآوری آوازهای مردمی و تهیه کتاب  باداراک یا موسیقی مناسک روحانی برای کلیسای ارمنی است.  البته شایان ذکر است که امروزه نفوذ این آثار دوچندان شده است.

   آرام خاچاطوریان از موسیقی دانان معاصر است که از شهرت جهانی برخوردار است.  وی در سال 1903  م. به دنیا آمد.  از مشهورترین آثار این موسیقی دان جهانی سمفونی­های اول و دوم که از بهترین آثار موسیقی دهه چهارم قرن بیستم به شمار می­روند، می­باشد.

خاچاطوریان هنرمند ملی بوده و همیشه مراسم بزگداشت این موسیقی­دان برپا می­شود.

   غیر از فرهنگ موسیقی ارمنیان حس مخصوصی مربوط به فرهنگ رقص دارند.  این امر باعث شده است که رقص به یکی از پیرفته­ترین شاخص­های این فرهنگ تبدیل شود.  به طور کلی رقص ارمنی به چهار نوع اصلی تقسیم می­شود:

رقص­های ارمنی قفقاز شرقی، رقصهای ارمنی آناتولیای غربی، رقص­های هایک بزرگ و رقص­های جوامع ارامنه خارج از کشور.  شایان ذکر است که این چهار نوع، شباهت زیادی با همدیگر دارند.

   منطقه ارمنستان شرقی قفقازی با جمهوری ارمنستان فعلی یکی است و از معروفترین رقصهای این منطقه رقص مردان به نام زوربر جوجو (zorobor jojo)  است که اکثراً  در منطقه اسپیتاک ارمنستان کنونی رواج دارد.  همچنین در ارمنستان، رقص­های آناتولیای غربی معروف  هستند که امروزه به مشابه رقص کردی شهرت دارند.  تاثیر فرهنگ رقصی ارمنیان بر ملتهای همجوار آشکار است.  البته بعضی از این رقص­ها به عنوان رقص­های کردی، ترکی، کردی یا آشوری شناخته می­شوند ولی از اهمیت این رقص کاسته نمی­شود و در اصل آنها به رقص­های هایک بزرگ منسوب می­شوند. 

  

فولکلور در ایران و ارمنستان

ویلیام مرتون یکی از پژوهشگران انگلیسی است که یک قرن پیش برای اولین بار مفهوم فولکلور را به طور کامل توضیح داد.  مردم شناسی (انتروپولوژی) این مفهوم را به دو معنی استفاده می­کند:  به طور وسیع فولکلور ادبیات شفاهی عامیانه و روستایی را در بر می­گیرد و به فرهنگ و مخصوصاً  فرهنگ ملی خیلی نزدیک می­باشد.  از دیدگاه نظری، فولکلور حاوی اسطوره­های، باورهای عامیانه، آداب و روسوم و سنن و همچنین ادبیات شفاهی و... است.  در این صورت فولکلور محدود و عامه می­گردد و فقط به یک بخش از فرهنگ ملی اختصاص می­یابد.  ادبیات ملی و عامیانه یکی از نمودهای فرهنگ و افکار ملی است.  به وسیله این فرهنگ انسان خودش را عضو جامعه معینی حس می­کند.

 

ویژگی های فولکلور به قرار زیر هستند:

فولکلور دارای ریشه­های عمیق تاریخی است.

فولکلور فاقد بنای علمی و انتظامی است.

فولکلور تحت نفوذ نسبی فرهنگ جدید و تمدن قرار می­گیرد.

شایان ذکر است که در مورد ویژگی دوم صورت شفاهی آن را نیز باید اضافه کرد که حاوی اسطوره­های نظم و نثر، همه حکایت های روستایی و شهری، آوازها و داستان­ها است.

آوازها و ترانه­ها یکی از برجسته­ترین و رایجترین این گونه هاست.  زیرا حالت شفاهی و غیر مکتوب دارد و از یک نسل به نسل دیگر انتقال یافته است.  برای بقا در هر دوره و عصر و در هر جامعه و فرهنگ، خود را در آن جامعه تطبیق داده و با الگوهای اجتماعی اقتصادی مردم آن جامعه و فرهنگ همنوا کرده است.  بطوری که این مسئله را می­توان در فرهنگ ایران و ارمنستان مشاهده نمود.

در ارمنستان، عاشق یکیاز مهمترین عناصر پاسدارنده، واگذارنده و گزارش دهنده همه شاخه­های فولکلور است.

یکی دیگر از نمودهای ادبیات فولکلوریک، آوازها هستند.  آواز برای بیان احساسات درونی، از قبیل عشق و محبت، عاطفه و ترحم و امثال آن بسیار مناسبت است.

انواع آوازهای موسیقی ایرانی عبارتند از:  آواز با نغمه ابوعطا، آواز دشتی، آواز افشاری، آواز اصفهانی.

ابوعطا آوازیست بازاری که در میان توده مردم رواج کامل دارد.  با وجود این دارای لطف و زیبایی خاصی است و در عین حال حالتش با دستگاه شور هم بی تفاوت نیست.  حجاز یکی از گوشه­های آواز ابوعطاست.  قرائت قرآن مجید اغلب در آهنگ حجاز است.

دشتی، آوازی حزین و غم انگیز و دردناک ولی در عین حال لطیف و ظریف است و می­توان آن را آواز چوپانی ایران نامید.  چون زندگی بی آلایش چوپانان و صحرانشینان را وصف می­کند.

این آواز در عین سادگی، گاه چنان تاثیر گذار و دلرباست که اشک حسرت شنونده، بر گونه سرازیز می­شود.  این آواز مناظر گوناگون و زیبای طبیعت یعنی همان دشت­های سرسبز و خرم و جویبارهای روان و آسمان آبی رنگ و ستارگان پرنور و درخشان و گل­های معطر را در ذهن به تصویر می­کشد.

افشاری آوزیست مغموم و حزین که حکایتهایی از هجران و فراق یار دارد.  عاشقی است ناامید، با حال نزار و افسرده که از شدت درد و غصه ناله می­کند و به جز زاری و آه با چیز دیگری سر و کار ندارد.  به طور کلی این آواز برای نشان دادن حالاتی نظیر هجران، درد و اندوه و ناکامی­ها و خاطرات جانگداز و شکایت از بی وفایی یار به کار می­رود.

اصفهان آوازی است گاه شاد و خوشحال و گاه غم انگیز و حزن آور ولی روی هم رفته جذاب و دلرباست.

در موسیقی آوازهای ارمنی متن و معنی ترانه­ها، موضوع و ژانر آن را تعیین می­کند.  بنا بر این ترانه­های مردمی ارمنستان عموماً  موضوعی بوده و نمایانگر طرز تفکر و شیوه زندگی ارامنه است.

آلینا پهلوانیان طی یک بررسی گسترده در خصوص موسیقی ارمنستان ترانه­های ارمنی را از نظر موضوعی دسته بندی نموده است که عبارتند از:   1- ترانه­های روستایی شامل آوازهای کار، آوازهای آیینی، آوازهای عاشقانه و لالایی، 2- آوازهای مهاجران یا آوارگان، 3- آوازهای حماسی، 4- گوسان، 5- تاگر غیرروحانی، 6- آوازهای غیر مذهبی، 7- آوازهای عاشق­ها.

ترانه­های روستایی، موسیقی آوازی سنتی ارمنستان، ژانرهایی چون ترانه­های کار، آوازهای آیینی، که علائم تاثیر پذیری از فرهنگ ما قبل مسیحیت را در خود دارد، آوازهای رقص، آوازهای عشقی، آوازهای تغزلی، لالایی ها و آوازهای مهاجران را شامل می­شود.

آوازهای کار، این ترانه­ها شامل آوازهای کار زنان و هوروول­ها یا آوازهای مخصوص شخم زنی و مزرعه می­شود.  تمام آوازهای کار به نوعی تشریح کننده فرایند کار بوده و در هنگام انجام کار خوانده می­شوند و ترانه­های ویژه مزارع هوروول نامیده می­شوند.  این ژانر یک یا چند جانبه وسیع است که طی آن دهقانان آمال و آرزوها، اندیشه و عشق به طبیعت خود را با احساس احترام عمیق نسبت به کار و حرفه خود بیان می­نمایند.

آوازهای آیینی، آوازهای مخصوص مراسم هستند که در جشنهای عروسی، عزاداری و در روزهای تعطیل با مناسبت­های مختلف و جشنواره­ها خوانده می­شوند.  هر مراسم و یا هر روز تعطیل آواز خاص خود را دارد.  ریشه این ژانرها را می­توان در دوران کهن یافت، اما از زمان مسیحیت به بعد این آوازها معانی و اهمیت جدیدی یافتند که ضامن بقای آنان تا به امروز بوده است.

آوازهای آیینی جایگاه بسیار مهمی در زندگی خانواده های ارمنی دارد، بگونه­ای که هیچ جشن عروسی بدون آوازها برگزار نمی­شود.  در سنت ارمنی، آوازهای حماسی به لحاظ موضوعی در دو گروه متمایز جای می­گیرند:  گروه اول دارای جنبه نمایشی وسیع­تری بوده و حاوی موضوعات اسطوره­ای ارمنستان قبل از مسیحیت است و گروه دوم آوازهایی هستند که در ردیف آوازهای روایی قرار می­گیرند.  تاریخ آوازهای حماسی ارمنی به قرن هشتم تا دهم میلادی بر می­گردد و آموزش آن نیز به صورت شفاهی بوده است.  این نوع آوازها، حد فاصل قرون شانزدهم تا نوزدهم از استقبال و توجه گسترده­ای برخوردار بوده و نخستین نسخ مکتوب آن در سال 1873 م. ثبت شده است.

آوازهای فکاهی و آوازهای تغزلی مهمترین بخش از آوازهای نمایشی مردمی ارمنستان را تشکیل می­دهند.  موضوع این آوازها متنوع و شامل موضوعات عشقی، ناملایمات و نا آرامی­های اجتماعی و تراژدی­های تحمیل شده از سیطره بیگانگان و مشکلات گوناگون روحی و سختی­های زندگی می­باشد.  لالایی قدیمی­ترین ژانر آواز در موسیقی مخلوق بشری است.  مشهورترین لالایی­های ارمنی عبارتند از:  نانا، لوریک، روینگ و آیر.  موضوع اصلی لالایی­ها عشق و علاقه به کودک است.  در خلال لالایی­ها مادران اغلب از مشکلات و غم­های خود سخن می­گویند.  آوازهای مهاجران حکایت از مصائب، تعقیب و گریزها، جلای وطن کردن­ها، شکنجه و اندوه دیرین ملت ارمنی دارد.  پهلوانیان می­گوید:  سابقه آواز مهاجران یا آوارگان به عنوان یک ژانر، ازنظر تاریخی به قرن چهاردهم تا پانزدهم بر می­گردد.  در هر قرنی ضمن تجدید دوباره آوازهای قدیمی، عناصر جدید دیگری به این آوازها اضافه شده و لاجرم آواز مهاجران به عنوان یک ژانر پدید آمده است.

آلینا پلهوانیان سرودهای غیر روحانی را نوعی آواز با ویژگی­های تغزلی، دراماتیک یا حماسی و ذکر یا سرودی مقدس متعلق به کلیسای ارتودکس ارمنی معرفی می­کند.  این نوع آواز، سبکی ملایم و تزئینی دارد و موسیقی آن نشأت گرفته از ترکیب آوازهای روستایی و شیوه آوایی گوسان­ها است. علاوه بر جذب و ورود سرودهای مقدس به عرصه آوازهای مردمی، موسیقی سنتی ارمنستان دارای سرودهای مذهبی مستقل نیز  هست.  هر دو نوع این آوازها در جشنواره­های مذهبی خوانده و اجرا می­شوند.  هر مراسم یا عید دارای آواز مخصوص خود می­باشد از جمله آوازهای کریسمس، سرود روز عروج و سرودهای ستایش مریم مقدس، سرود قدیس­های مسیحی و... این گونه آوازها منعکس کننده تاریخ ارمنستان و وقایع آن است.  از لا به لای متون این آوازها تاریخ وقایع واقعی ارمنستان در ادوار گوناگون را می­توان به دست آورد.

 

1-                    نمایش در ایران و ارمنستان

پس از برکنار شدن سلسله قاجار و به قدرت رسید رضا شاه ضرب آهنگ غربی سازی کلیه سطوح فرهنگی اجتماعی از جمله در هنر نمایش تندتر شد.  در دوره رضاشاه دو رویداد مهم که در تحول تئاتر نسبتاً  مهمی داشت اتفاق افتاد.  نخست آن که در سال 1313 بنا به تقاضای سازمان شیر و خورشید سرخ ایران از دولت روسیه، هنرپیشه معروف ارمنی واهرام پاپازیان برای سازمان دادن به چند نمایش به ایران آمد و به همراه خود تکنیک ها و نکات جدید زیادی برای تئاتر و هنرمندان عرصه نمایش به ارمغان آورد.  دوم آنکه در سال 1314  به مناسبت جشن هزاره فردوسی، وزارت فرهنگ از عبدالحسن نوشین خواست تا قطعه از شاهنامه را تنظیم و به نمایش بگذارد.  این اولین بار بود که بر اساس قطعاتی از ادبیات شاهنامه، نمایش اجرا شد و راه تازه­ای برای تقویت هنر ملی نمایش ایجاد گردید.  در سال 1328 تحت فشار مقامات دولتی فعالیت بعضی گروه­های نمایشی به جز «تئاتر تهران»  و «تئاتر گیتی» ممنوع گردید.  تئاتر «سعدی» نیز در سال 1339 آتش گرفت و تعطیل شد.  به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 فضای سیاسی اجتماعی ایران به کلی متحول شد.  هنر نمایش نیز در همان روزهای آغازین دوره انقلاب تحولی عظیم یافت.  به طوری که در اندک زمانی پس از پیروزی انقلاب بیش از پنجاه گروه حرفه ای، آماتور و دانشجویی تنها در تهران در عرصه نمایش ظهور کرد.با وجود مشکلات و نقص­ها در عرصه هنر نمایش، اقداماتی جهت توسعه و جذب جوانان به تئاتر به انجام رسید.  طی بیست سال اخیر دائماً  جشنواره نمایشی «فجر» برگزار می­گردد که به تبادل نظر و تجربه هنرپیشگان و هنرمندان کمک می­کند.  در سال­های 1379-1377  در جشنواره­ها گروه­های نمایشی بیش از 50 کشور خارجی از جمله آلمان، ایتالیا، سوئد، ارمنستان، چین، روسیه، بلغارستان و غیره شرکت کردند.  به.  این گروه­ها هم به نوبه خود انواع متفاوت خود را دارند:  تعزیه، کوسه گردی، میر نوروزی، خان بازی، شاه وزیری، آهنگ بازی، شتر بازی،آسیا بازی، آسیا بازی، عروس کولی، سیاه بازی و سیاچی، بغل بازی، لال بازی، نمایش­های مخصوص زنان و عروسکی و غیره.

تاریخ تئاتر ارمنستان به دوران هلنیسم بر می­گردد.  این در واقع دوران شکوفایی تئاتر ارمنستان است که دو هزار سال قبل، در پایتخت آن زمان ارمنستان، آرداشاد، یکی از نمایشنامه­های ائوریپیدوس به صحنه رفت.

اولین تئاتر دولتی ارمنستان کار  خود را با نمایش «پپو» نوشته گابریل سوندوکیان و در روز 25 ژانویه 1922 م. آغاز کرد.  از تاریخ تاسیس اولین تئاتر که بیش از 85 سال از آن می­گذرد، نمایش­های متعددی از نمایشنامه نویسان ارمنی و خارجی به روی صحنه رفته است.  در سال 1926، تئاتر دولتی ارمنستان با نمایشنامه­های مختلف در تفلیس، باکو، تبریز به صحنه رفت و مورد استقبالی گرم قرار گرفت.  در سال 1930 م. بهترین نمایش «شاهنامه»  در جشنواره «جمهوری­ها» به عنوان بهترین نمایش جایزه گرفت.  در تئاتر ارمنستان گروه­های مختلف با ژانرهای مختلف به اجرای نمایش پرداخته و هنوز نیز هر کدام از این ژانرها طرفدران و بینندگان ویژه خود را دارند.  ژانرهایی مانند درام، تراژدی، کمدی، کمدی موزیکال، کودکان، عروسکی و غیره که با مدیریت هنری و کارگردان های مختلف و جوان به فعالیت خود ادامه می­دهند.

 

2-                   سینما و فرهنگ در ایران و ارمنستان

         ایرانیان نخستین بار دوران سلطنت مظفرالدین شاه قاجار با سینما آشنا شدند.  مظفرالدین شاه، میرزا ابراهیم خان، عکاسباشی مخصوص دربار را واداشت تا وسایل فیلمبرداری و پخش سینما را تهیه کند.  یک ماه بعد از این واقعه نخستیم فیلم کوتاه غیر داستانی ایرانی، در هجدهم اوت 1900 م. در اوستند بلژیک از مراسم «جشن گل» تهیه شد.  در آن زمان سینما در ایران به صورت هنری اشرافی و پر هزینه بود.  سینما در سالهای 1920 م.  در ایران به عنوان یک هنر پذیرفته شده بود.  در همین سال­ها برای ایجاد مدارس آموزش سینما و بازیگری تلاش­هایی شد و در 1309 آوانس اوگانیان (مهاجر ارمنی روسی) «مدرسه آرتیستی سینما» را تاسیس کرد.  نخستین فیلم ناطق زبان فارسی «دختر لر» 1312 توسط شاعر ایرانی عبدالحسین سپنتا نوشته و در هندوستان توسط اردشیر کارگردانی شد.  فیلم های فردوسی، شیرین و فرهاد، چشمهای سیاه و لیلی و مجنون نیز از آثار سپنتا می باشند.  به علت کارشکنی گروهی از دست اندرکاران، سپنتا در 1315 از کار سینمایی کناره گیری کرد.  بعد از کناره گیری او سینمای ایران نزدیک به 13 سال در رکود به سر برد، که جنگ جهانی دوم نیز به این وضع دامن زد.

در سال 1362 بنیاد سینمایی فارابی به عنوان بخشی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تاسیس شد و برنامه کاری خود را اعلام کرد.  به منظور رونق بخشیدن به صنعت سینمای داخلی در این دوره دو اتفاق مهم روی داد.  اول:  ورود فیلم های خارجی از طریق بخش خصوصی ممنوع شد و در انحصار بنیاد فارابی درآمد دوم:  مالیات بر فروش فیلم های ایرانی از جانب شهرداری کاهش یافت.  در این مقطع شمار فیلم های تولیدی سالانه تقریباً  سه برابر شد.

16  آوریل 1923 م.  روز تولد فیلمسازی در ارمنستان است.  به طور کلی سال های 1930 1920 م.  دوران شکل گیری و آغاز فیلم سازی در ارمنستان است

در دهه 1940 م. در پی اتخاذ سیاست های رژیم شوروی فیلمسازی در ارمنستان دچار بحران شد.  تعداد فیلمهای سینمایی و مستند طی سالهای 1957 1954 م. افزایش یافت.  در اواخر سال 1960 م. کارگردانان ارمنی با رویکردی جدید، به متون ادبی کلاسیک روی آوردند و فیلمهای «خاتابالا» و «کائوس» را بر اساس این متون پدید آوردند. دهه 1980 م. دوران بلوغ فیلمسازی در ارمنستان بود که با فروپاشی شوروی این بلوغ ناتمام ماند و شرایط بسیار سخت و شکننده ای را برای صنعت فیلم سازی در ارمنستان فرا کرد.  در دهه 1990 م. فیلمسازی در ارمنستان در وضعیت نامطلوبی قرار گرفت با توجه به نبود بازار مصرف و فقر اقتصادی، تولید فیلم کاهش یافت.

 

گزیده ای از:  تعاملات و تشابهات فرهنگی بین ایران و ارمنستان از دیر باز تا کنون دکتر لینا ملکمیان، انتشارات نائیری، 1389

 



 رضایی، عبدالعظیم، اصل و نسب و دین های ایرانیان باستان، انتشارات در، 1378، صص 484 - 502

 همان، صص 475-477

 روح الامینی، محمود، آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز، موسسه انتشارات آگه، صص 53-61

 اصل و نسب و دین های ایرانیان باستان، صص 473 و 474

 آیین و جشن های کهن در ایران امروز، صص 61 و 62

 گولد، جولیوس، کوکب ویلیام، فرهنگ علوم اجتماعی، گروه مترجمان، انتشارات مازیار، 1376، صفحه 53

 نیک خلق، علی اکبر، مبانی جمعیت شناسی، انتشارات بهینه، 1379، ص 127

 رایین، اسماعیل، ارمنیان ایران، انتشارات امیر کبیر، 1377

 اسماعیل رایین، همان

 مانوکیان آرداک (اسقف اعظم)، اعیاد کلیسای ارمنی، ترجمه هرایر خالاتیان، شورای خلیفه گری ارامنه، تهران، 1373، ص 54

 هوویان، آندرانیک، ارمنیان ایران، انتشارات هرمس، 1380، صص 168-170

 همان، صص 170-194

 روح الامینی، محمود، آیین ها و جشنهای کهن در ایران امروز، نگارش و پژوهش مردم شناختی، چاپ اول، انتشارات آگه، زمستان 1376

 همان

 حافظ مراغی، عبدالقادرین، شرح ادوار، با اهتمام تقی بینش، مرکز نشر دانشگاهی، 1370، صص 87-80

 درویش، محمد رضا، کتاب ماهور، مجموعه مقالات موسیقی، تغزیه، انتشار ماهور، 1370، ص 87، 85، 81، 80

 راهکانی، روح انگیر، تاریخ موسیقی ایران، انتشارات  پیشرو، 1377، صص 353،347،472،475،494،556،564،568،615،640

 سپنتا، ساسان، چشم انداز موسیقی ایران، انتشارات مشعل، 1369، صص 36،58،164،172،174،192،210،250،251،263، 265، 362، 367

 همان، ص 472

 تاریخ موسیقی ایران، ص 552

همان، ص 568

http://www.armenianchurch.org/worship/music/html,pp. 2,3,4. retrieved, January, 2003.

http://www.hyeetch.nareg.com,au/culture/music/p.13.

The New Grove Dictionary of Music and Musicians, p. 47

 حسنی، سعدی، تفسیر موسیقی، ج.ا.، انتشارات صفی علیشاه، تهران، 1368، ص 37

The Garland encyclopedia of world music.  The Middle East, Music of Armenian Music Vol. 6, pp/33,723, New york, Routledge Press 2002

Pahlevanian, Alina, (1999),Traditional Music of Armenian, 99. 1-10

Ibidm p. 1,2.

http://www.Music. Ch/face/instamde/html, p. 1,3,4, retrieved 2003