شنبه ٢٧ آبان ١٣٩٦

                                                      بسم الله الرحمن الرحیم

     

عناوین
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1227
 بازدید امروز : 232
 کل بازدید : 2350279
 بازدیدکنندگان آنلاين : 8
 زمان بازدید : 1.5000
ساعت
ارمنستان امروز

ارمنستان در دورۀ معاصر 

ارمنستان و اروپا : روسها در آغاز سدۀ 19م در قفقاز پیشروی کردند. ایرانیان در 1228ق/1813م مجبور به پذیرش حاکمیت روسیه بر گرجستان، شمال آذربایجان و قراباغ شدند و در 1243ق/ 1828م ایروان و نخجوان را به آنها واگذار کردند. تماس با تفکر آزاد اندیشانه در روسیه و اروپای غربی عاملی در نوزایی فرهنگی ارمنیان در سدۀ 19م بود. در ترکیۀ عثمانی ارمنیان همراه با بقیۀ جمعیت این کشور از اقدامات اصلاحی موسوم به «تنظیمات» بهره‌مند شدند و در 1863م، قانون اساسی ویژۀ ارمنیان از سوی حکومت عثمانی به رسمیت شناخته شد. اما پیشرفت اجتماعی در این کشور کند بود و ارمنیان در آناتولی در معرض آزار و بدرفتاری بسیار بودند.
پس از جنگ روس و عثمانی در 1877- 1878م که ارمنیان روسیه نیز در آن شرکت داشتند، روسیه در پیمان سان استفانو بر این نکته اصرار ورزید که یا اصلاحاتی در بین ارمنیان تحت امر سلطان اعمال، و حمایت از آنان در برابر کردها تضمین شود، یا روسیه ارمنستان عثمانی را در اشغال خود نگه خواهد داشت. این تقاضا در کنگرۀ برلین تعدیل شد، اما از آنجا که تا پایان این سده، بریتانیا نقش حامی عثمانی را ایفا می‌کرد، «مسئلۀ ارمنیان» به عنوان عاملی در سیاست بین‌الملل برجای ماند.
حزب سوسیالیست هِنچاک1 (زنگ) در 1887م، و حزب داشناکتسوتیون2 (اتحادیه) که بیشتر ملت‌گرا بود و اعضای آن معمولاً داشناک خوانده می‌شدند، در 1890م بنیاد نهاده شد و در برابر تقاضای رو به افزایش ارمنیان برای اصلاحات ضروری هر دو حکومت عثمانی و روسیه آنان را به طور فزاینده‌ای سرکوب کردند. در 1895م، پس از آنکه سلطان عبدالحمید دوم مجبور به دادن وعدۀ اعمال اصلاحات به بریتانیا، فرانسه و روسیه شد، کشتارهای سازمان یافتۀ پردامنه‌ای در استانهای مختلف عثمانی رخ داد. در 1896م، پس از اشغال نافرجام بانک عثمانی توسط 26 جوان داشناک، کشتارهای بیشتری در پایتخت این کشور اتفاق افتاد. در روسیه، هم تزار آلکساندِر سوم و هم پسر او، نیکُلای دوم، صدها مدرسه، کتابخانه و دفتر روزنامۀ ارمنی را بستند و نیکلا در 1903م اموال کلیسای ارمنی را مصادره کرد.
بزرگ‌ترین رویداد مصیبت‌بار در تاریخ ارمنیان با آغاز جنگ جهانی اول روی داد. در 1915م دولت «ترکان جوان» تصمیم گرفت همۀ جمعیت ارمنی 000‘750‘1نفری کشور را به سوریه و بین‌النهرین ‌انتقال دهد. آنـان ‌ارمنیان‌ عثمانی را
ــ بـه‌ رغـم تعهد بسیـاری از آنـان بـه وفاداری ـ عنـاصـر خطرناک خارجـی و شریک در توطئۀ دشمن مسیحی‌گرای تزاری برای برهم زدن فعالیتهای عثمانی در شرق می‌دانستند. در آنچه بعدها «نخستین نسل‌کشی» سدۀ 20م خوانده شد، صدها هزار ارمنی که از خانه‌های خود رانده شده بودند، یا قتل عام شدند، یا در خلال جابه‌جایی قومی، آن قدر پیاده راه پیمودند تا جان باختند. شمار کشته‌شدگان ارمنی در ترکیه طی سالهای 1915 تا 1923م بین 000‘600 تا 000‘500‘1 تن برآورد شده است. علاوه بر این، طی این مدت دهها هزار تن از آنان به روسیه، لبنان، سوریه، فرانسه و ایالات متحده مهاجرت کردند.
جمهوری ارمنستان: در 1916م مناطق ارمنی‌نشین عثمانی به دست نیروهای روسیه افتاد، اما در مارس 1918، بر اساس پیمـان برِست ـ لیتوفْسک، روسیـه مجبـور بـه بازگـردانـدن این مناطق و نیز بخشهایی از منطقۀ ارمنی‌نشین روسیه به عثمانی شد؛ البته بعضی ارمنیان در تقابل با عثمانی از خود مقاومت نشان دادند. در 22 آوریل 1918، ارمنستان، گرجستان و آذربایجان جمهوری فدرال ماوراء قفقاز را تشکیل دادند، اما تفاوتهای اساسی میان آنها خیلی زود موجب شد آنها از یکدیگر جدا شوند و جمهوریهای جداگانه‌ای را برپاسازند. بدین‌سان، ارمنستان در 28 مۀ همان سال استقلال خود را اعلام کرد. این جمهوری عمر کوتاهی داشت و در 4 ژوئن، مجبور به امضای پیمان باتوم با عثمانی شد که بر مبنای آن، مرز پیش از 1878م روسیه و عثمانی را در طول رودخانه‌های آرپا و ارس به عنوان مرز خود شناخت؛ اما پس از پیروزی متفقین، ارمنیان آلکساندروپُل (گیومْری فعلی) و قارص را به اشغال خود درآوردند. جنگ کوتاهی با گرجستان به تصرف بُرچالو (مارْنِئولی) و آخالْکالاکی، و جنگ با آذربایجان به دستیابی ارمنستان به منطقۀ قراباغ انجامید. به رغم این موفقیتهای موقت نظامی، این مناطق هنوز خارج از خاک اصلی ارمنستان قرار دارند.
در 15 ژانویۀ 1920، متفقین 3 جمهوری ماوراء‌ قفقاز را به رسمیت شناختند. در 10 اوت، ارمنستان پیمان سِوْر1 را امضا کرد که طی آن، ترکیۀ عثمانی این کشور را دولتی آزاد و مستقل می‌شناخت. در 22 نوامبر، ویلسِن، رئیس جمهور ایالات متحده مرزهای ترسیم شده از سوی متفقین را اعلام کرد که مطابق آن، بخش اعظم ولایتهای ارزروم، طرابوزان، وان و بِدلیس به جمهوری ارمنستان تعلق می‌گرفت. البته پیش از آن، در تابستان 1919م، دولت مستقر در آنکارا به ریاست مصطفى کمال (آتاتورک)، پیمانهای بسته شده از سوی دولت مستقر در قسطنطنیه با ارمنستان را بی‌اعتبار دانسته بود. ترکها در سپتامبر 1920 به ارمنستان حمله کردند و تا 7 نوامبر، قارص و آلکساندروپل را به اشغال خود درآوردند؛ ارمنستان طی پیمان آلکساندروپل در 2 دسامبر 1920، از همۀ مناطقی که پیش از 1914م در خاک عثمانی قرار داشت، و نیز قارص و اردهان دست کشید و پذیرفت که هیچ اقلیت ارمنی‌ای در خاک ترکیه زندگی نمی‌کند و علاوه بر این، تأیید کرد که منطقۀ نخجوان باید یک منطقۀ ترک‌نشین خودمختار به شمار آید. در همان روز، دولت جدید ارمنستان در ایروان که ائتلافی از کمونیستها و داشناکها بود، این کشور را یک جمهوری شوروی اعلام کرد. داشناکها که پس از مدت کوتاهی از قدرت برکنار شده بودند، در فوریۀ 1921م دست به شورشی نافرجام زدند.
ارمنستان در مارس 1922 به جمهوریهای گرجستان و آذربایجان پیوست و به همراه این دو کشور، جمهوری فدراتیو شوروی سوسیالیستی ماوراء قفقاز را بر پا داشت که در 30 دسامبر 1922 به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی پیوست. نخجوان که منطقه‌ای بیشتر مسلمان‌نشین بود، به همراه منطقۀ قراباغ کوهستانی یا علیا (ناگورنو ـ قراباغ)که عمدتاً ارمنی‌نشین بود، به جمهوری شوروی آذربایجان منضم گردید. ارمنستان، گرجستان و آذربایجان در 1936م از نو از یکدیگر جدا شدند و 3 جمهوری جداگانۀ اتحاد شوروی را تشکیل دادند.
71 سال حکومت شوروی را برای ارمنستان دوره‌ای همراه با امنیت نسبی در مقابل تجاوز همسایگان، پیشرفت فراوان اقتصادی و دست‌آوردهای آموزشی و فرهنگی به شمار آورده‌اند؛ اما طی این دوره، ابراز کامل خواسته‌های ملی ارمنیان، به واسطۀ رژیم تحمیلی شوروی امکان‌پذیر نبود. به ویژه سالهای حکومت استالین (1928- 1953م/1307 - 1332ش) سالهایی سخت بود که طی آن، خشونت و ترور حکومتی برای سرکوب نخبگان سیاسی و فکری، مقاومت دهقانان در برابر اشتراکی کردن تولید کشاورزی و نابودی نفوذ کلیسا به کار گرفته شد.
استقلال ارمنستان: ارمنیان با به قدرت رسیدن میخائیل گُرباچف، رهبر اصلاح طلب شوروی دست به سازمان‌دهی یک جنبش وسیع ملی زدند که کانون آن بازگرداندن منطقۀ قراباغ علیا (ناگورنو ـ قراباغ) به ارمنستان بود. این جنبش به یک سازمان دمکراتیک مردمی تبدیل شد و جنبش ملی ارمنستان نام گرفت. این جنبش در انتخابات 1990م/ 1369ش بیشتر کرسیهای مجلس را از آن خود کرد و در 23 اوت 1990 حاکمیت ملی، و در 23 سپتامبر 1991/ اول مهر 1370، استقلال ارمنستان را اعلام داشت. در این هنگام، برخورد بر سرمنطقۀ قراباغ علیا بالاگرفت. ناآرامیهای قومی بین ارمنیان و آذربایجانیها که از 1988م/ 1367ش در این منطقه آغاز شده بود، سرانجام به جنگ انجامید؛ نیروهای ارمنی قراباغ که توسط ارتش ارمنستان حمایت می‌شدند، منطقۀ قراباغ علیا را به اشغال خود درآوردند و آن را جزئی از خاک ارمنستان اعلام کردند. هزاران ارمنی تا اواسط دهۀ 1990م کشته شدند. بستن مرزها از سوی جمهوری آذربایجان در 1989م، به اقتصاد ارمنستان لطمه‌های شدیدی وارد آورد و کاهش سطح زندگی در این کشور موجب مهاجرت صدها هزار ارمنی شد. 


ارمنستان پس از استقلال به منظور ایجاد شالوده‌های نهادی و قانونی برای دستیابی به اقتصاد بازار، شاهد برخی اصلاحات ساختاری بود. این‌گونه اصلاحات از جمله عبارت بودند از خصوصی سازی گستردۀ صنایع و کشاورزی، تغییر ساختاری نظام مالی و مالیاتی، و آزادسازی قیمتها. واحد جدید پول، دِرَم، در 1993م/1372ش جریان یافت و جای‌گزین روبل شد.

دایره المعارف بزرگ اسلامی